آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
شعر
شعر
پنج شنبه 18 آبان 1396برچسب:اربعین' شعر اربعین' شعر امام حسین''شعر حضرت زینب, :: 5:11 :: نويسنده : مهدی
ﺁﻣﺪﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ... ﻟﺸﮕﺮﺕ ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ ﻗﺎﺳﻢ ﻭ ﻋﻮﻥ ﻭ ﺯﻫﯿﺮ ﻭ ﺟﻌﻔﺮﺕ ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺁﻣﺪﻡ ﯾﺎﺩﺕ ﮐﻪ ﻫﺴﺖ؟ ﺷﺪ ﺭﮐﺎﺑﻢ ﺳﺎﻗﯽ ﺁﺏ ﺁﻭﺭﺕ ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭘﻬﻦ ﺷﺪ ﺳﺠﺎﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﺎ ﺍﺫﺍﻥ ﺩﻟﺮﺑﺎﯼ ﺍﮐﺒﺮﺕ ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ ﺣﺎﻝ ، ﻣﻦ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﻣﺎ ﻧﻪ ﻣﺜﻞ ﺑﺎﺭ ﻗﺒﻞ ﻗﺎﻣﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﺮﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﺕ ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻧﺘﺪﺍﺭﯼ ﺍﻡ ﺩﺍﺭﻡ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯽ ﮐﺸﻢ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﻓﺪﺍﯼ ﺩﺧﺘﺮﺕ ... ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ ﺭﻭﺿﻪ ﯼ ﺩﯾﺮﻭﺯﻣﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺑﯽ ﺑﯽ ﺭﺑﺎﺏ ﺍﯼ ﻋﺮﻭﺱ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﻦ ﺍﺻﻐﺮﺕ ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﻪ ﺟﺴﻤﺖ ﭘﯿﺮﻫﻦ ﭘﻮﺷﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﺩﺳﺘﺒﺎﻑ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﺪﺭﻗﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺁﻥ ﻭﺩﺍﻉ ﺁﺧﺮﺕ ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ ﻣﺜﻞ ﺟﺪﻡ ﻣﯽ ﺷﺪﯼ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﻭﺍﯼ ﻣﻦ ﻋﻤﺎﻣﻪ ﯼ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮﺕ ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ ﺳﺎﺭﺑﺎﻥ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺧﻮﺩﻡ ﺣﺮﺍﺝ ﮐﺮﺩ ﮔﻮﺷﻮﺍﺭﻩ ﻫﺎﻡ ... ﻧﻪ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮﺕ ... ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ
فرا رسیدن اربعین سید و سالار شهیدان تسلیت باد پنج شنبه 18 آبان 1396برچسب:اربعین' شعر اربعین' شعر امام حسین', :: 5:7 :: نويسنده : مهدی
ﻏﺮﻳﺒﻲ ، ﺑﻲﮐﺴﻲ ، ﻣﻨﺰﻝ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺯ ﺣﺎﻟﻢ ﭼﻮﺏ ﻣﺤﻤﻞ ﭼﻬﻞ ﺭﻭﺯ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺳﻮﺯ ﻭ ﮔﺪﺍﺯﻡ ﻓﻘﻂ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﻱ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﺩﻝ ﭼﻪ ﺑﺎﺭﺍﻧﻲ ﺩﻭ ﭼﺸﻢ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﭼﻪ ﻃﻮﻓﺎﻧﻲ ﺩﻝ ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭﻭﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻨﺎﺭ ﻗﺒﺮ ﺳﺎﻻﺭ ﺷﻬﻴﺪﺍﻥ ﻫﻤﻪ ﺟﻤﻌﻨﺪ ﻭ ﺯﻳﻨﺐ ﺭﻭﺿﻪ ﺧﻮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﺷﺒﻴﻪ ﺁﺗﺶ ﺍﺳﺖ ﺍﻳﻦ ﺍﺷﮏ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﻪ ﻣﻲ ﺑﺎﺭﺩ ﺯ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻋﺰﺍﭘﻮﺵ ﺭﺑﺎﺏ ﺍﺳﺖ ﺍﻳﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻻﻻﻳﻲ ﺧﻮﺩ ﮐﻨﺎﺭ ﺧﻴﻤﻪ ﻫﺎ ﺭﻓﺘﻪ ﺳﺖ ﺍﺯ ﻫﻮﺵ ﯾﻮﺳﻒ ﺭﺣﯿﻤﯽ دو شنبه 10 مهر 1396برچسب:شعر محرم "شعر حضرت قاسم " شعر امام حسن, :: 9:58 :: نويسنده : مهدی
سلام علی قاسم بن الحسن یک شنبه 2 مهر 1396برچسب:باز این چه شورش است که در خلق عالم است ، ترکیب بند محتشم در مورد محرم, :: 8:2 :: نويسنده : مهدی
شعر زیبایی محتشم کاشانی درمورد محرم و امام حسین باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
توضیح مدیر ، این شعر یهترین شعر در حوزه شعر محرم در چهارصد سال اخیر است ، برای خوندن ادامه شعر به ادامه مطلب برید ادامه مطلب ... یک شنبه 2 مهر 1396برچسب:, :: 6:7 :: نويسنده : مهدی
یا رب الحسین(ع)
بجاي شیر ، تیر نوش کرده بود اصغرت و بعد تیر و تیغ و نیزه می زدند بر سرت " کنار درک -غربت- تو كوه از كمر شكست" چقدر زخم تشنه مانده است روی پیکرت سر حسین(ع) تشنه لب هنوز روی نیزه هاست زمانه خاک بر سرم، زمانه خاک بر سرت هزار سال رفت و تو هنوز زخم می خوری هزار سال رفت و تازه است زخم حنجرت هزار سال رفت و دسته دسته قوم كوفيان گرفته تیغ بر کف ایستاده در برابرت سرِ بروي نيزه ات حقيقت محمّدیست چرا زمانه پی نمیبَرد به اصل جوهرت؟ بیا کنار خيمه هاي تشنه لب نگاه كن ببین که زخم تیرها چه کرده با برادرت شب وداع آمد و سری زدم بمجلسی که شعله اش اگرچه بود نام پاک مادرت تمام شب شکسته سینه میزدم بیاد تو و لشكري که اسب می دواند روی پیکرت... *** نشسته ام به یاد روزهای دور کودکی شکسته دم گرفته ام بیاد دیده ی ترت سلام می کنم سلام می کنم بزخم تو سلام می کنم بعطر جمله های آخرت سلام ما سلام ما به تشنگان کربلا سلام ما سلام ما به اکبر و به اصغرت علیرضا قزوه ادامه مطلب ... پنج شنبه 9 شهريور 1396برچسب:, :: 6:6 :: نويسنده : مهدی
شعر شهادت حضرت مسلم بن عقیل (سلام الله علیه)
قهرمان عشق در چاه بلا افتاده است
کار مسلم وای دست اشقیا افتاده است.
اشک جاری بر رخش شرح غمی پنهان دهد
گوشه غربت به یاد کربلا افتاده است.
باغ شد مرداب و گلها نیزه و شمشیر شد
قاصد کرب و بلایی از نوا افتاده است.
سر، سر پیمان گذارش روی دار افتاده است
دل سر و کارش به خلقی بی وفا افتاده است.
آه گلچینان که از هر بام با سنگش زنند
این گل طوباست از شاخه جدا افتاده است.
دست مهمان بستن و با کام عطشان کشتنش
از کجا در کوفه این رسم خطا افتاده است.
نامههای دعوت کوفه بجز نیرنگ نیست
بد مرامی، بد دلی در کوفه جا افتاده است.
کار دلهاشان به نیرنگ و نفاق افتاده است
کار لبهاشان به لعن و ناسزا افتاده است.
چشمهاشان خائن و آئینه ناپاکی است
وای از چشمی که از شرم و حیا افتاده است.
بگذر از کوفه نبینی تا به روی غنچهها
رد پا از پنجه نا آشنا افتاده است.
::
::
ادامه مطلب ... سه شنبه 7 شهريور 1396برچسب:, :: 6:12 :: نويسنده : مهدی
شعر شهادت امام محمد باقر (ع)
روزی که بادهای مخالف امان نداد هفت آسمان به قافله ای سایه بان نداد
خورشید بود و سایهی شوم غبارها خورشید بود همسفر نیزه دارها
دیدی به روی نیزه سر آفتاب را دیدی گلوی پرپر طفل رباب را
دیدی عمود با سر سقا چه کرده بود تیر سه شعبه با دل مولا چه کرده بود
در موج خیز شیون و ناله دویده ای تا شام پا به پای سه ساله دویده ای
گل زخمهای سلسله یادت نمی رود هرگز غروب قافله یادت نمی رود
هم ناله با صحیفهی ماتم گریستی یک عمر پا به پای محرم گریستی؟ سه شنبه 7 شهريور 1396برچسب:, :: 6:10 :: نويسنده : مهدی
شعر تسلیت شهادت امام محمد باقر (ع)
باقر به علم شهره هرخاص وعام شد مسموم زهر کینه ی کور هشام شد
هر چند زهر کین بشد اسباب مرگ او مرگش زکربلا ز برایش پیام شد
آنگه که بین بستر بیماریش فتاد با یاد کربلا و پدر تشنه کام شد
یادش بیامد آن دم آخر که جد او هل من معین بگفت و پدر اشک تام شد
او پنج ساله بود به صحرای کربلا دیدش که بهر قتل حسین ازدحام شد
آن دم که دید نعش شهیدان به قتلگاه با عمه زبنبش به فغان هم کلام شد
کردی مواظبت زپدر عصر روز خون آنگه که غرق آتش وغارت خیام شد
یاد آمدش اسارت وکوفی وشامیان خونین جگر پدر زسوی اهل شام شد
بایاد کربلا جگر از زهر پاره شد یا فاطمه به لب دگر عمرش تمام شد سه شنبه 7 شهريور 1396برچسب:, :: 6:3 :: نويسنده : مهدی
اس ام اس و پیامک تسلیت شهادت امام باقر-ع
یک عمر سوخت قلب تو از کینه هشام آن دشمن سیاه دل بى حیاى تو
تنها نه در عزاى تو چشم بشر گریست آن دشمن سیاه دل بى حیاى تو
اى خفته همچو گنج، به ویرانه بقیع پر مى زند کبوتر دل، در هواى تو
در را به روى امت اسلام بسته اند آن گمرهان که بى خبرند از صفاى تو
############################
السلام علیک یا ابا جعفر یا محمد بن علی ایها الباقر یابن رسول الله انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله
ادامه پیامها در ادامه مطلب ادامه مطلب ... چهار شنبه 1 شهريور 1396برچسب:, :: 11:23 :: نويسنده : مهدی
إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ ۖ وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا
يقيناً خدا به اندازه وزن ذرّه اى [به اَحدى] ستم نمی كند، و اگر [هم وزن آن ذرّه] كار نيكى باشد، آن را دو چندان می كند، و از نزد خود پاداشى بزرگ می دهد.
سوره مبارکه النساء
آیه شریفه 40
مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ۖ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ
[اى انسان!] هرچه از نيكى به تو می رسد، از سوى خداست و هرچه از بدى به تو می رسد، از سوى خود توست
سوره مبارکه النساء
آیه شریفه 79
ما يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِکُمْ إِنْ شَکَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ کانَ اللَّهُ شاکِراً عَليماً خداوند را با عذاب شما چه کار ( چه نیازی به آن و چه سودی برای او دارد ) اگر شما سپاس گزارید و ایمان آورید؟! و خدا همواره پاداش دهنده و داناست.
سوره مبارکه النساء
آیه شریفه 147
از حضرت رسول (ص) نقل شده که حضرت فرمود:
خداوند به ملائکه امر فرمود:
وقتی بنده ام قصد انجام کار نیکی را کرد، آن عمل را در نامه ی اعمالش بنویسید و اگر آن را انجام داد، ده برابر حسنه برایش بنویسید و وقتی بنده ام قصد گناهی را نمود، مادامی که انجام نداد، ننویسید. اگر انجام داد، فقط یک گناه برایش بنویسید و اگر منصرف شد، ثواب برایش بنویسید.
حدیث قدسی
بدان! خدایی که گنج های آسمان و زمین در دست اوست، به تو اجازه ی درخواست داده، و اجابت آن را به عهده گرفته است. تو را فرمان داده که از او بخواهی تا عطا کند، درخواست رحمت کنی تا ببخشاید، و خداوند بین تو و خودش کسی را قرار نداده تا حجاب و فاصله ایجاد کند، و تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری، و در صورت ارتکاب گناه درِ توبه را مسدود نکرده است، در کیفر تو شتاب نداشته، و در توبه و بازگشت، بر تو عیب نگرفته است.
در آنجا که رسوایی سزاوار توست، رسوا نساخته، و برای بازگشت به خویش شرائط سنگینی مطرح نکرده است. در گناهان تو را به محاکمه نکشیده، و از رحمت خویش ناامیدت نکرده، بلکه بازگشت تو را از گناهان نیکی شمرده است. هر گناه تو را یکی، و هر نیکی تو را ده به حساب آورده، و راه بازگشت و توبه را به روی تو گشوده است.
نامه 31 نهج البلاغه
خدا و آدم
پس از اَفرینش اَدم خدا گفت به او: نازنینم اَدم....
با تو رازی دارم
اندکی پیشتر اَی ...
اَدم اَرام و نجیب ، اَمد پیش !!
زیر چشمی به خدا می نگریست !!
محو لبخند غم آلود خدا
دلش انگار گریست .
نازنینم اَدم: ( قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید ) !!!
یاد من باش ... که بس تنهایم !!
بغض آدم ترکید، ... گونه هایش لرزید !!
به خدا گفت :
من به اندازه ی ...
من به اندازه ی گلهای بهشت .... نه
به اندازه عرش ... نه ... نه
من به اندازه ی تنهاییت ، ای هستی من
دوستدارت هستم !!
اَدم ،.. کوله اش را بر داشت
خسته و سخت قدم بر می داشت ...
راهی ظلمت پر شور زمین ...
زیر لبهای خدا باز شنید ،...
نازنینم اَدم ... نه به اندازه ی تنهایی من ...
نه به اندازه ی عرش... نه به اندازه ی گلهای بهشت !!!
که به اندازه یک دانه گندم ، تو فقط یادم باش !!!!
سه شنبه 31 مرداد 1391برچسب:, :: 6:2 :: نويسنده : مهدی
سلام بر امام جواد(ع) که «جود» قطره ای بود در پیشانی بلندش و «علم» غنچه ای بود از گلستانِ وجودش و «حلم» گوهری بود از گنجینه فضایلش.
**************************
سلام ما به رخ انور امام جواد
درود ما، به تن اطهر امام جواد
غريب بود و غريبانه جان سپرد و نبود
كسى به وادى غم، ياور امام جواد
برای دیدن باقی پیامها به ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب ... سه شنبه 31 مرداد 1396برچسب:, :: 6:0 :: نويسنده : مهدی
مهرآفرینا!
سجاده ام را به سمت قبله نیاز می گشایم
تا ذره ذره وجودم را به معراج
نگاهت، پرواز دهم
می ایستم به قامت دربرابرت تا عظمتت را سپاس گویم
به رکوع می روم تا بزرگی ات را به یاد بیاورم
و به سجده می افتم تا بر بندگی ام مهر عشق بزنم…
چه آرامش پایان ناپذیری در نگاه توست
چه لحظه های مهرافروزی در ذکر یاد ت…
پروردگارا! دستان دعایم را
به عرش الهیت برسان ،
دلم را به حلاوت دوستیت
و چشمان باران زده ام رابه دیدارت
نورانی گردان
سه شنبه 31 مرداد 1396برچسب:, :: 5:58 :: نويسنده : مهدی
آتشی نمى سوزاند "ابراهیم" را
و دریایى غرق نمی کند "موسى" را
کودکی، مادرش او را به دست موجهاى "نیل" می سپارد
تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش
دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
مکر زلیخا زندانیش می کند
اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند
از این "قِصَص" قرآنى هنوز هم نیاموختی ؟!
که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد
نمی توانند
او که یگانه تکیه گاه من و توست
پس
به تدبیرش اعتماد کن
به حکمتش دل بسپار
و
به او توکل کن.
كاش بارانی ببارد قلبها را تر كند
بگذرد از هفت بند ما صدا را تر كند
قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
رشته رشته مویرگهای هوا را تر كند
بشكند در هم طلسم كهنه ی این باغ را
شاخه های خشك بی بار دعا را تر كند
مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت
سرزمین سینه ها تا نا كجا را تر كند
چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها
شاید این باران كه می بارد شما را تر كند
|
|||
![]() |